پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۴

پیر ما بار دگر روی به خمار نهاد

خط به دین برزد و سر بر خط کفار نهاد

خرقه آتش زد و در حلقهٔ دین بر سر جمع

خرقهٔ سوخته در حلقهٔ زنار نهاد

در بن دیر مغان در بر مشتی اوباش

سر فرو برد و سر اندر پی این کار نهاد

درد خمار بنوشید و دل از دست بداد

می‌خوران نعره‌زنان روی به بازار نهاد

گفتم ای پیر چه بود این که تو کردی آخر

گفت کین داغ مرا بر دل و جان یار نهاد

من چه کردم چو چنین خواست چنین باید بود

گلم آن است که او در ره من خار نهاد

باز گفتم که اناالحق زده‌ای سر در باز

گفت آری زده‌ام روی سوی دار نهاد

دل چو بشناخت که عطار درین راه بسوخت

از پی پیر قدم در پی عطار نهاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۶هرچه دارم در میان خواهم نهاد
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۷دلم قوت کار می‌برنتابد
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۸دلم در عشق تو جان برنتابد
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۹دل ز هوای تو یک زمان نشکیبد
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۰هر آن دردی که دلدارم فرستد
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۱هر شب دل پر خونم بر خاک درت افتد
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۲گر پرده ز خورشید جمال تو برافتد
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۳نه به کویم گذرت می‌افتد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.