پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۹

عکس روی تو بر نگین افتاد

حلقه بشکست و بر زمین افتاد

شد جهان همچو حلقه‌ای بر من

تا که چشمم بر آن نگین افتاد

دور از رویت آتشم در دل

زان لب همچو انگبین افتاد

آب رویم مبر که بی رویت

قسم من آه آتشین افتاد

تا که خورشید چهرهٔ تو بتافت

شور در چرخ چارمین افتاد

خوشهٔ عنبرینِ زلفِ تو را

ماه و خورشید خوشه چین افتاد

زلف مگشای و کفر برمفشان

که خروشی در اهل دین افتاد

مشک از چین طلب که نیم شبی

چینی از زلف تو به چین افتاد

در ز چشمم طلب که هر اشکی

به حقیقت دری ثمین افتاد

دست شست از وجود هر که دمی

در غم چون تو نازنین افتاد

دل ندارم ملامتم چه کنی

بی دل افتاده‌ام چنین افتاد

می ندانم تو را بدین سختی

با من مهربان چه کین افتاد

دل عطار چون نه مرغ تو بود

ضعف در مخلبش ازین افتاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۱چون نظر بر روی جانان اوفتاد
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۲چون لعل توام هزار جان داد
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۳شرح لب لعلت به زبان می‌نتوان داد
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۴پیر ما بار دگر روی به خمار نهاد
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۵عشق تو پرده، صد هزار نهاد
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۶هرچه دارم در میان خواهم نهاد
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۷دلم قوت کار می‌برنتابد
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۸دلم در عشق تو جان برنتابد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.