پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۶

دوش جان دزدیده از دل راه جانان برگرفت

دل خبر یافت و به تک خاست و دل از جان برگرفت

جان چو شد نزدیک جانان دید دل را نزد او

غصه‌ها کردش ز پشت دست دندان برگرفت

ناگهی بادی برآمد مشکبار از پیش و پس

برقع صورت ز پیش روی جانان برگرفت

جان ز خود فانی شد و دل در عدم معدوم گشت

عقل حیلت‌گر به کلی دست ازیشان برگرفت

بی نشان شد جان کدامین جان که گنجی داشت او

گاه پیدایش نهاد و گاه پنهان برگرفت

فرخ آن اقبال باری کاندرین دریای ژرف

ترک جان گفت و سر این نفس حیوان برگرفت

شکر یزدان را که گنج دین درین کنج خراب

بی غم و رنجی دل عطار آسان برگرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۸گر نبودی در جهان امکان گفت
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۹ای زلف تو دام و دانه خالت
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۰ای آفتاب طفلی در سایهٔ جمالت
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۱ای بی نشان محض نشان از که جویمت
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۲ای چو چشم سوزن عیسی دهانت
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۳ای مُشکِ ختا ، خطِ سیاهت
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۴ای آفتاب سرکش یک ذره خاک پایت
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۵ای پرتو وجودت در عقل بی نهایت
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.