پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۵

هر دل که ز عشق بی نشان رفت

در پردهٔ نیستی نهان رفت

از هستی خویش پاک بگریز

کین راه به نیستی توان رفت

تا تو نکنی ز خود کرانه

کی بتوانی ازین میان رفت

صد گنج میان جان کسی یافت

کین بادیه از میان جان رفت

راهی که به عمرها توان رفت

مرد ره او به یک زمان رفت

هان ای دل خفته عمر بگذشت

تا کی خسبی که کاروان رفت

ای جان و جهان چه می‌نشینی

برخیز که جان شد و جهان رفت

از جملهٔ نیستان این راه

آن برد سبق که بی نشان رفت

چون نیستی از زمین توان برد

کی هست توان بر آسمان رفت

محتاج به دانهٔ زمین بود

مرغی که ز شاخ لامکان رفت

عطار چو ذوق نیستی یافت

از هستی خویش بر کران رفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۷آتش سودای تو عالم جان در گرفت
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۸گر نبودی در جهان امکان گفت
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۹ای زلف تو دام و دانه خالت
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۰ای آفتاب طفلی در سایهٔ جمالت
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۱ای بی نشان محض نشان از که جویمت
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۲ای چو چشم سوزن عیسی دهانت
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۳ای مُشکِ ختا ، خطِ سیاهت
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۴ای آفتاب سرکش یک ذره خاک پایت
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.