پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۳

ای مُشکِ ختا ، خطِ سیاهت

خورشید درم خرید ماهت

هرگز به خطا خطی نیفتاد

سر سبزتر از خط سیاهت

در عالم حسن پادشاهی

جان همه عاشقان سپاهت

چون بنده شدند پادشاهانت

می‌نتوان خواند پادشاهت

گردان گردان سپهر سرکش

جویان جویان ز دیر گاهت

بر خاک از آن فتاد خورشید

تا ذره بود ز خاک راهت

چون چین قبا به هم درافتند

عشاق چو کژ نهی کلاهت

در عشق تو زهد چون توان کرد

چون کس نرسد به یک گناهت

بس آه که عاشقانت کردند

دل نرم نشد ز هیچ آهت

هرگز نرسد ور آن همه آه

درهم بندی به بارگاهت

آن دم که ز پرده رخ نمایی

صد فتنه نشسته در پناهت

وانگه که ز لب شکر گشایی

صد خوزستان زکات خواهت

گر تو شکری دهی به عطار

این صدقه فتد به جایگاهت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۵ای پرتو وجودت در عقل بی نهایت
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۶رطل گران ده صبوح زانکه رسیده است صبح
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۷صبح دم زد ساقیا هین الصبوح
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۸کشتی عمر ما کنار افتاد
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۹عکس روی تو بر نگین افتاد
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۰گر هندوی زلفت ز درازی به ره افتاد
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۱چون نظر بر روی جانان اوفتاد
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۲چون لعل توام هزار جان داد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.