پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۴

ای آفتاب سرکش یک ذره خاک پایت

آب حیات رشحی از جام جانفزایت

هم خواجه تاش گردون دل بر وفا غلامت

هم پادشاه گیتی جان بر میان گدایت

هم چرخ خرقه‌پوشی در خانقاه عشقت

هم جبرئیل مرغی در دام دل ربایت

در سر گرفته عالم اندیشهٔ وصالت

در چشم کرده کوثر خاک در سرایت

کوثر که آب حیوان یک شبنم است از وی

دربسته تا به جان دل در لعل دلگشایت

سری که هر دو عالم یک ذره می‌نیابند

جاوید کف گرفته جام جهان نمایت

نوباوهٔ جمالت ماه نو است و هر مه

بنهد کله ز خجلت در دامن قبایت

تو ابرش نکویی می‌تازی و مه و مهر

چون سایه در رکابت چون ذره در هوایت

تا بوی مشک زلفت پر مشک کرد جانم

عطار مشک ریزم از زلف مشک سایت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۶رطل گران ده صبوح زانکه رسیده است صبح
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۷صبح دم زد ساقیا هین الصبوح
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۸کشتی عمر ما کنار افتاد
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۹عکس روی تو بر نگین افتاد
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۰گر هندوی زلفت ز درازی به ره افتاد
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۱چون نظر بر روی جانان اوفتاد
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۲چون لعل توام هزار جان داد
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۳شرح لب لعلت به زبان می‌نتوان داد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.