پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۲

ای چو چشم سوزن عیسی دهانت

هست گویی رشتهٔ مریم میانت

چون دم عیسی‌زنی از چشم سوزن

چشمهٔ خورشید گردد جان فشانت

آنچه بر مریم ز راه آستین زد

می‌توان یافت از هوای آستانت

ماه کو از آسمان سازد زمینی

بر زمین سر می‌نهد از آسمانت

نقد صد دل بایدم در هر زمانی

بر امید صید زلف دلستانت

گرچه غلطان است در پای تو زلفت

هم سری جز زلف نبود یک زمانت

گر سخن چون زهر گویی باک نبود

کان شکر دایم بماند در دهانت

ور سخن خوش گویی ای جان و جهانم

بنده گردد بی سخن جان و جهانت

من روا دارم که کام من برآید

ور فرو خواهد شدن جانم به جانت

نیست جز دستان چو زلفت هیچ کارم

زانکه دیدم روی همچون گلستانت

گر به دستانی به دست آرد فریدت

در فشاند در سخن همچون زبانت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۴ای آفتاب سرکش یک ذره خاک پایت
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۵ای پرتو وجودت در عقل بی نهایت
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۶رطل گران ده صبوح زانکه رسیده است صبح
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۷صبح دم زد ساقیا هین الصبوح
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۸کشتی عمر ما کنار افتاد
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۹عکس روی تو بر نگین افتاد
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۰گر هندوی زلفت ز درازی به ره افتاد
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۱چون نظر بر روی جانان اوفتاد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.