پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۰

ای آفتاب طفلی در سایهٔ جمالت

شیر و شکر مزیده از چشمهٔ زلالت

هم هر دو کون برقی از آفتاب رویت

هم نه سپهر مرغی در دام زلف و خالت

بر باد داده دل را آوازهٔ فراقت

در خواب کرده جان را افسانهٔ وصالت

عقلی که در حقیقت بیدار مطلق آمد

تا حشر مست خفته در خلوت خیالت

خورشید کاسمان را ، سر رزمه می‌گشاید

یک تار می‌نسنجد در رزمه جمالت

ترک فلک که هست او در هندوی تو دایم

سر پا برهنه گردان در وادی کمالت

سیمرغ مطلقی تو بر کوه قاف قربت

پرورده هر دو گیتی در زیر پر و بالت

صف قتال مردان صف‌های مژه توست

صد قلب برشکسته در هر صف قتالت

عطار شد چو مویی بی روی همچو روزت

تا بو که راه یابد در زلف شب مثالت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۲ای چو چشم سوزن عیسی دهانت
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۳ای مُشکِ ختا ، خطِ سیاهت
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۴ای آفتاب سرکش یک ذره خاک پایت
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۵ای پرتو وجودت در عقل بی نهایت
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۶رطل گران ده صبوح زانکه رسیده است صبح
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۷صبح دم زد ساقیا هین الصبوح
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۸کشتی عمر ما کنار افتاد
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۹عکس روی تو بر نگین افتاد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.