پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۹

ای زلف تو دام و دانه خالت

هر صید که می‌کنی حلالت

خورشید دراوفتاده پیوست

در حلقهٔ دام شب مثالت

همچون نقطی سیه پدیدار

بر چهرهٔ آفتاب خالت

دل فتنهٔ طرهٔ سیاهت

جان تشنهٔ چشمهٔ زلالت

از عالم حسن دایه لطف

آورده به صد هزار سالت

رخ زرد و کبود جامه خورشید

سرگشتهٔ ذرهٔ وصالت

تو خفته و اختران همه شب

مبهوت بمانده در جمالت

تو ماه تمامی و عجب آنک

انگشت نمای شد هلالت

مرغی عجبی که می‌نگنجد

در صحن سپهر پر و بالت

چون در تو توان رسید چون کس

هرگز نرسید در خیالت

پی گم کردی چنانکه هرگز

کس پی نبرد به هیچ حالت

خواهد که بسی بگوید از تو

عطار ولی بود ملالت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۱ای بی نشان محض نشان از که جویمت
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۲ای چو چشم سوزن عیسی دهانت
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۳ای مُشکِ ختا ، خطِ سیاهت
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۴ای آفتاب سرکش یک ذره خاک پایت
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۵ای پرتو وجودت در عقل بی نهایت
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۶رطل گران ده صبوح زانکه رسیده است صبح
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۷صبح دم زد ساقیا هین الصبوح
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۸کشتی عمر ما کنار افتاد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.