پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳

ای بدیدار تو روشن دیده گریان ما

محنت عشقت دوای درد بی درمان ما

خانه دل پاک کردم از غبار غیر یار

تا مگر نقش رخش گردد دمی مهمان ما

خاک گشتم در هوای لعل چون آب حیات

کم نشد از دل زمانی آتش سوزان ما

خون دل خواهد که ریزد غمزه تولیک شد

آب حیوان لب لعلت بلای جان ما

من ازین مستی کجا هشیار گردم تا ابد

در ازل چون بامی لعل توشد پیمان ما

میکند ایمان جانم را نهان در هر نفس

در نقاب کفر زلف عنبرین جانان ما

یار چون حیران خویشم دیدگفت از عین ناز

ای اسیری تا بکی باشی چنین حیران ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵جمال یار می بینم ز روی صورت و معنی
  2. شمارهٔ ۳۶ای روی چو خورشیدت تابان ز همه اشیا
  3. شمارهٔ ۳۷ای ذات تو ظاهر شده بر صورت اسما
  4. شمارهٔ ۳۸ای حسن ترا عالم و آدم شده مجلا
  5. شمارهٔ ۳۹دو عالم خواه زیر و خواه بالا
  6. شمارهٔ ۴۰مست و خرابم ساقیا در بازکن میخانه را
  7. شمارهٔ ۴۱ساقی بده می که بود مستیش فنا
  8. شمارهٔ ۴۲دل بسته بزلف یار بادا
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.