پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۷

چنان بطره لیلای خویش مفتونم

که در فنون جنون اوستاد مجنونم

زپرده های درون ای مژه چه میجوئی

که غنچه وش نبود غیر قطره خونم

بیار زآن می گلرنگ ساقی مجلس

که کام تلخ بود عمرها زافیونم

چه احتیاج باین نه سرادق نیلی

که خیمه هاست بسی بر فراز گردونم

مرا که یار بکامست و می بجام امشب

چه شکرها که بگویم زبخت میگونم

منکه در دشت جنون پیشرو مجنونم

شاید ار لیلی ایام شود مفتونم

یار لب بر لب من دارد و مست از می غیر

خون بدل جان بلب از آن دو لب میگونم

غرقه بحر خودی شد تن من نوح کجاست

تا از این ورطه مگر رخت کشد بیرونم

شاید کس نستاند زگرو تا صف حشر

منکه خود در عوض خرقه بمی مرهونم

گفتم ای عشق گرامی ملکی یا انسان

گفت از دایره کون و مکان بیرونم

چنگ بر دامن حیدر زده آشفته بجد

تا رهائی دهد از منت دهر دونم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۹بوستان باغ بهشت است و عیان می‌بینم
  2. شمارهٔ ۸۱۰شدم آشفته همسایه به عشق خانه‌سوز امشب
  3. شمارهٔ ۸۱۱ناله زار زیر و بم اشک روان دمبدم
  4. شمارهٔ ۸۱۲من به بیداری شب‌های غمت معروفم
  5. شمارهٔ ۸۱۳ما دین و دل چو جم به کف جام داده‌ایم
  6. شمارهٔ ۸۱۴ما ز سودای گل و از بوستان آسوده‌ایم
  7. شمارهٔ ۸۱۵زآن دهانم داد دشنامی که من می‌خواستم
  8. شمارهٔ ۸۱۶بگذر از سرخی رنگم که چو لاله در باغ
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.