پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱۱

ناله زار زیر و بم اشک روان دمبدم

سوخت نشاط خاطر و ریخت بجامم آب غم

قصه عشق بر زبان گفتم تا نیاورم

شور نمی هلد مرا تا دمم اوفتد بدم

قاضی و شیخ و محتسب واله میگساریم

زآنکه مدام مستم و می نچشیده لاجرم

من بهوایت از عدم سوی وجود آمدم

باز ببوی عشق تو رخت کشم سوی عدم

نیست زدستگاه جم جز سخنی در این میان

جام بیار تا کنم عرضه به تو حدیث جم

قیس هزار آیدش بسته حلقه جنون

لیلی اگر برآورد بار دگر سر از حشم

زهره زبام آسمان روی بزیر آورد

مطرب بزم عاشقان ساز کند چو زیر و بم

بلبل بینوا مخورغم زخزان مکن فغان

یکدمه وصل روی گل دار عزیز و مغتنم

لاجرم از گناهِ من آشفته بگذرد ، مگر،

کی بخدم جز این کند شاه عزیز محتشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱۳ما دین و دل چو جم به کف جام داده‌ایم
  2. شمارهٔ ۸۱۴ما ز سودای گل و از بوستان آسوده‌ایم
  3. شمارهٔ ۸۱۵زآن دهانم داد دشنامی که من می‌خواستم
  4. شمارهٔ ۸۱۶بگذر از سرخی رنگم که چو لاله در باغ
  5. شمارهٔ ۸۱۷زتو چون خبر بگیرم که زخود خبر ندارم
  6. شمارهٔ ۸۱۸بغیر دست دل خود که بود بر دستم
  7. شمارهٔ ۸۱۹بده می کز فروغش خرقه و دفتر بسوزانم
  8. شمارهٔ ۸۲۰گمان کردم که در هجرت شبی خاموش بنشینم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.