پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱۳

ما دین و دل چو جم به کف جام داده‌ایم

آغاز این بود که در انجام داده‌ایم

هرسوی کش‌کشان کشدم موی دلبری

دامن به دست این هوس خام داده‌ایم

گفتی پیام می‌رسدت جان نثار کن

ما سر به حکم و گوش به پیغام داده‌ایم

مرغان ببوی دانه به دام اندر اوفتند

تا دل به دانه تو پی دام داده‌ایم

چندان که منع خدمت خاصان همی‌کنند

کی دل به این عوام کالانعام داده‌ایم

ننگست پیش ناصح اگر نام عاشقی

ما تن به ننگ عشق پی نام داده‌ایم

همچو کبوتران به هوای حریم دوست

خاطر به طوف هر در و هر بام داده‌ایم

تا پای بست سلسله عشق گشته‌ایم

نه خود به دست کفر و نه اسلام داده‌ایم

ما محرمان کعبه دلدار و دین و دل

این‌ها برای بستن احرام داده‌ایم

حاشا که ما نهیم ز کف جام باده را

از کف برای مصلحت عام داده‌ایم

چاوش‌وَش به طوف خرابات عشق دوست

آشفته ما به عالمی اعلام داده‌ایم

کوی مغان بهشت جهان مضجع علی

کز حب او به جان و دل آرام داده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱۵زآن دهانم داد دشنامی که من می‌خواستم
  2. شمارهٔ ۸۱۶بگذر از سرخی رنگم که چو لاله در باغ
  3. شمارهٔ ۸۱۷زتو چون خبر بگیرم که زخود خبر ندارم
  4. شمارهٔ ۸۱۸بغیر دست دل خود که بود بر دستم
  5. شمارهٔ ۸۱۹بده می کز فروغش خرقه و دفتر بسوزانم
  6. شمارهٔ ۸۲۰گمان کردم که در هجرت شبی خاموش بنشینم
  7. شمارهٔ ۸۲۱مقبول میفروش گر افتاد خدمتم
  8. شمارهٔ ۸۲۲ثمر از نخل عیش دَهْرْ غیر از غم نمی‌بینم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.