پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱۴

ما ز سودای گل و از بوستان آسوده‌ایم

نوبهاری جسته‌ایم و از خزان آسوده‌ایم

اصل جانان هست گو یک سر جهان فانی بود

یک جهان جان برده‌ایم و از جهان آسوده‌ایم

گر بهشت نسیه‌ای دارند وقتی زاهدان

ما به نقد از همت پیر مغان آسوده‌ایم

گر بلا پیوسته بارد زآسمان ما را چه غم؟

زآن که اندر سایه دارالامان آسوده‌ایم

ما به خاک میکده جستیم آب زندگی

خضر را گو کز حیات جاودان آسوده‌ایم

مژده کآمد آن پری کاندر میان مردمان

ما ز طعن مردمان اندر جهان آسوده‌ایم

یوسفی در مصر دل جستم عزیز ای دوستان

از تمنای بشیر و کاروان آسوده‌ایم

ما متاع دین و دل دادیم بر تاراج عشق

از خطرهای ره وز رهزنان آسوده‌ایم

برده عشقت از دل پیر و جوان تاب و توان

خوش ز تیر طعنه پیر و جوان آسوده‌ایم

آن زره‌موی کمان‌ابرو که اندر خیل ماست

ما ز تیغ تیز وز تیر و کمان آسوده‌ایم

تا که آشفته امام عصر را شد مدح‌خوان

از بلای فتنه آخر زمان آسوده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱۶بگذر از سرخی رنگم که چو لاله در باغ
  2. شمارهٔ ۸۱۷زتو چون خبر بگیرم که زخود خبر ندارم
  3. شمارهٔ ۸۱۸بغیر دست دل خود که بود بر دستم
  4. شمارهٔ ۸۱۹بده می کز فروغش خرقه و دفتر بسوزانم
  5. شمارهٔ ۸۲۰گمان کردم که در هجرت شبی خاموش بنشینم
  6. شمارهٔ ۸۲۱مقبول میفروش گر افتاد خدمتم
  7. شمارهٔ ۸۲۲ثمر از نخل عیش دَهْرْ غیر از غم نمی‌بینم
  8. شمارهٔ ۸۲۳آتش کیست که من دیگ صفت در جوشم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.