پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱۲

من به بیداری شب‌های غمت معروفم

به صِفات سگ کویت صنما موصوفم

نیست محروم تر از وصل تو کس چون من زار

گرچه در عشق تو اندر همه‌جا معروفم

به امیدی که دَمِ قتل ببینم رویت

جان به کف منتظر از کشتن خود مشعوفم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱۴ما ز سودای گل و از بوستان آسوده‌ایم
  2. شمارهٔ ۸۱۵زآن دهانم داد دشنامی که من می‌خواستم
  3. شمارهٔ ۸۱۶بگذر از سرخی رنگم که چو لاله در باغ
  4. شمارهٔ ۸۱۷زتو چون خبر بگیرم که زخود خبر ندارم
  5. شمارهٔ ۸۱۸بغیر دست دل خود که بود بر دستم
  6. شمارهٔ ۸۱۹بده می کز فروغش خرقه و دفتر بسوزانم
  7. شمارهٔ ۸۲۰گمان کردم که در هجرت شبی خاموش بنشینم
  8. شمارهٔ ۸۲۱مقبول میفروش گر افتاد خدمتم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.