پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱۰

شدم آشفته همسایه به عشق خانه‌سوز امشب

منم آن خس که با شعله سر هم‌خانگی دارم

مگر دست خدا برهاندم زین آتش سوزان

وگرنه من کجا آن قدرت مردانگی دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱۲من به بیداری شب‌های غمت معروفم
  2. شمارهٔ ۸۱۳ما دین و دل چو جم به کف جام داده‌ایم
  3. شمارهٔ ۸۱۴ما ز سودای گل و از بوستان آسوده‌ایم
  4. شمارهٔ ۸۱۵زآن دهانم داد دشنامی که من می‌خواستم
  5. شمارهٔ ۸۱۶بگذر از سرخی رنگم که چو لاله در باغ
  6. شمارهٔ ۸۱۷زتو چون خبر بگیرم که زخود خبر ندارم
  7. شمارهٔ ۸۱۸بغیر دست دل خود که بود بر دستم
  8. شمارهٔ ۸۱۹بده می کز فروغش خرقه و دفتر بسوزانم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.