پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۶

تا که عکس تو به بتخانه آذر افتاد

از حرم شوق تو کرده است عنان معطوفم

گفتم آشفته برو از خم زلفش بیرون

گفت حاشا که گذارم وطن مألوفم

من که وقف است زبانم به مدیح حیدر

حاش لله که کس این کار کند موقوفم

یار در پرده و ساقی بده آن جام صفا

شاید از لطف تو این پرده شود مکشوفم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۸ای زده بر خط مشکین بر گل سوری رقم
  2. شمارهٔ ۸۰۹بوستان باغ بهشت است و عیان می‌بینم
  3. شمارهٔ ۸۱۰شدم آشفته همسایه به عشق خانه‌سوز امشب
  4. شمارهٔ ۸۱۱ناله زار زیر و بم اشک روان دمبدم
  5. شمارهٔ ۸۱۲من به بیداری شب‌های غمت معروفم
  6. شمارهٔ ۸۱۳ما دین و دل چو جم به کف جام داده‌ایم
  7. شمارهٔ ۸۱۴ما ز سودای گل و از بوستان آسوده‌ایم
  8. شمارهٔ ۸۱۵زآن دهانم داد دشنامی که من می‌خواستم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.