پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳۱

چشم دارم مرا نظارت بخش

معنی از لطف بر عبارت بخش

رند و آلوده دامنم ساقی

از می صافیم طهارت بخش

بر من ای نوبهار روحانی

چون چمن از دمی خضارت بخش

دین و دنیا بغمزه ای دادم

خیز و زآن لب مرا خسارت بخش

تلخکامیم زآن لب شیرین

بوسه ای چند بی مرارت بخش

خود ستایند لشکر ترکان

ملک یغما بیک اشارت بخش

نو عروسان فکر بکر مرا

از کرم عصمت و طهارت بخش

تا نگویم بجز مدیح علی

معنیم باز در عبارت بخش

گر پیامت بود بساحت عرش

آه آشفته را سفارت بخش

چو خلیلم در آتش نمرود

تو سلامت از این حرارت بخش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳۳ای کرده آفتاب زروی تو تاب قرض
  2. شمارهٔ ۶۳۴عشقِ پیرانه‌سرم انگیخته در دل نشاط
  3. شمارهٔ ۶۳۵آفتاب عشق در آیینه جان زد شعاع
  4. شمارهٔ ۶۳۶هلال غرّه شعبان ز چرخ کرد طلوع
  5. شمارهٔ ۶۳۷کافور بیخت ابر چو بر بوستان باغ
  6. شمارهٔ ۶۳۸نمی‌تابی چرا ای شمع در کاشانه عاشق
  7. شمارهٔ ۶۳۹تا گل روی تو از شرم که شد غرق عرق
  8. شمارهٔ ۶۴۰صد گل شکفت صبحدم از بوستان عشق
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.