پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲۶

بازآ صنما نرمک، بنشین به سرا خوش‌خوش

گه بذله شیرین گو گه باده رنگین کش

نه فصل دیست آخر نه وقت میست آخر

پس وقت کیست آخر مخموری و شو سرخوش

گر سرو چمن رفته تو سرو چمان بازآ

ور رفته گل حمرا تو پرده زرخ برکش

چون غنچه چه دلتنگی خندیده چو گل ساغر

از سردی دی غم نیست با مشعله آتش

صوفی چو بود صافی از می نکند پرهیز

زآتش نکند پرهیز البته زر بیغش

پرداخته بزم از غیر ظلمست نخوردن می

با چون تو بتی ساده یا چون تو نگاری کش

پاکیزه تو را دامن پاکست مرا دیده

بازآ که بنظم آریم با هم غزلی دلکش

در مدحت شیر حق آن پادشه مطلق

کاوراست سمند چرخ در رزم کمین ابرش

در ناحیه امکان یک صید بجا نبود

ای سخت کمان زین تیر داری چو تو در ترکش

کی مینهدت حیدر کافتی بجحیم اندر

هر چند سزا باشد آشفته تو را آتش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۸خرقه صورت بسوزان کسوت معنی بپوش
  2. شمارهٔ ۶۲۹دلی کز هجر طاق ابرویت طاقت بود طاقش
  3. شمارهٔ ۶۳۰آن غزالی که من از غمزه شدم نخجیرش
  4. شمارهٔ ۶۳۱چشم دارم مرا نظارت بخش
  5. شمارهٔ ۶۳۲یافتی از کمند هجر خلاص
  6. شمارهٔ ۶۳۳ای کرده آفتاب زروی تو تاب قرض
  7. شمارهٔ ۶۳۴عشقِ پیرانه‌سرم انگیخته در دل نشاط
  8. شمارهٔ ۶۳۵آفتاب عشق در آیینه جان زد شعاع
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.