پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲۵

ای باغبان که گفت که گل را به خار بخش

بر کم عیار دشت تو زر عیار بخش

ساقی وباغ باده کشان از ازل تو راست

زهاد خشک را تو می خوشگوار بخش

حور و بهشت و کوثر از بهر شیخ نه

ساقی و جام و شاهد بر میگسار بخش

سجاده را بشوی بآب در مغان

سبحه بخاک و خرقه بباد بهار بخش

نه خاکرا زکاس کرام آمده نصیب

زان جام قطره ای بمن خاکسار بخش

دین و دلی بفصل بهاران گرت بجاست

این بر گل آن بسرو لب جویبار بخش

ما را اگر مصاحب اغیار دیده ای

این جرم را بخاک کف پای یار بخش

آشفته یا رب ار چه خطاکار و مجرم است

او را بداغ مهر خداوندگار بخش

بی پرده کرده گرچه گنه پرده ام مدر

ما را به دست خود علی پرده دار بخش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۷ایکه با عشق آشنائی از خرد بیگانه باش
  2. شمارهٔ ۶۲۸خرقه صورت بسوزان کسوت معنی بپوش
  3. شمارهٔ ۶۲۹دلی کز هجر طاق ابرویت طاقت بود طاقش
  4. شمارهٔ ۶۳۰آن غزالی که من از غمزه شدم نخجیرش
  5. شمارهٔ ۶۳۱چشم دارم مرا نظارت بخش
  6. شمارهٔ ۶۳۲یافتی از کمند هجر خلاص
  7. شمارهٔ ۶۳۳ای کرده آفتاب زروی تو تاب قرض
  8. شمارهٔ ۶۳۴عشقِ پیرانه‌سرم انگیخته در دل نشاط
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.