پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۱

میخوارگان بساط طرب چون بگسترند

اول ز پرده دختر رز را برآورند

از گیسوان حور بروبند بزم را

از بهر فروش بال فرشته بگسترند

مه‌طلعتان ساده بیارند از بهشت

ناهید و بربطش پی رامش بیاورند

سینا کنند سینه خویش از فروغ می

وآنگه ز نخل طور در آن بزم برخورند

روشن کنند شمع ز رخساره بتان

بادام و شکر از لب و چشمانشان برند

آید به رقص ساقی و می افکند به دور

دوری کشند و پرده بر افلاک بردرند

هشیارگان ستاره‌شمار و منجمند

دوری که می‌زند قدح و جام بشمرند

خیزند صوفیان و نشینند عارفان

دستی زنند و سر به گریبان فرو برند

مستان خراب یک دو سه پیمانه شراب

مستان عشق خم زده و پا بیفشرند

مستان می ز عقل همی‌برگذشته‌اند

مستان تو ز دین و دل و عقل بگذرند

مستان می سرود بگویند با غزل

مستان عشق مدحت حیدر بیاورند

آشفته‌وار هرکه کشد می ز جام عشق

او را به خاک درگه میخانه بسپرند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۳عشق آن باشد که عاشق را زعالم باز دارد
  2. شمارهٔ ۵۱۴آنکه گفتی که بلب سر نهانی دارد
  3. شمارهٔ ۵۱۵آنان که بشمع تو پروانه صفت سوزند
  4. شمارهٔ ۵۱۶عشق گفتی گنهست و گنهی باید کرد
  5. شمارهٔ ۵۱۷ساقیا باده که ایام طربناک آمد
  6. شمارهٔ ۵۱۸نفس باد بهاری دم عیسی دارد
  7. شمارهٔ ۵۱۹می‌فروشان مددی کار ز حد مشکل شد
  8. شمارهٔ ۵۲۰باده صافی شد و گل پرده ز رخسار افکند
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.