پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۷

بُوَد آیا که گلِ نو به چمن باز آید

گرد او بلبل شوریده به آواز آید

راستی پردهٔ عشاق نگه دار آخر

ناخنت مطرب خوش بذله چو بر ساز آید

خوش بُوَد مستی ایام جوانی و بهار

خاصه آن لحظه که با عشق هم انباز آید

نیست تغییر در انجام طلب عاشق را

گر به پاکی به ره عشق از آغاز آید

کی به سرمنزل او راه برد عنقایی

مگسی گر به هوای تو به پرواز آید

گفت بی‌پرده به مردم غم دل چشمِ ترم

چه کنم مردمکِ دیده چو غمّاز آید

دل اسیر مژهٔ ترک تو شد حالش چیست

صعوه کافتاده سر پنجهٔ شهباز آید

شکرستان شده از آن لب شیرین شیراز

گو چه حاجت شکر از هند و ز اهواز آید

مه به این جلوه نتابیده گهی بر افلاک

سرو در باغ ندیدم که به این ناز آید

شرمسار آنکه برد جان به سلامت از عشق

هر که سر باخت در این رزم سرافراز آید

میل تن‌پروری و عشق زهی لاف دروغ

شاید این کار گر از عاشق جانباز آید

سرو سرحلقهٔ عشّاق علی بوده و هست

که خطابش همه از انجمن راز آید

پشت آشفته خم از بار گنه شد مددی

تا سبک‌بار به کویت به تک و تاز آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۹طرب آن نیست که ایام بهاری برسد
  2. شمارهٔ ۵۱۰ابر صفت همی کنم خنده و گریه کار خود
  3. شمارهٔ ۵۱۱میخوارگان بساط طرب چون بگسترند
  4. شمارهٔ ۵۱۲از سر چو کله در برم آن ترک براندازد
  5. شمارهٔ ۵۱۳عشق آن باشد که عاشق را زعالم باز دارد
  6. شمارهٔ ۵۱۴آنکه گفتی که بلب سر نهانی دارد
  7. شمارهٔ ۵۱۵آنان که بشمع تو پروانه صفت سوزند
  8. شمارهٔ ۵۱۶عشق گفتی گنهست و گنهی باید کرد
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.