پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۹

طرب آن نیست که ایام بهاری برسد

عیش آن است که پیغام نگاری برسد

دل سودازده از سینه به زلفت پیوست

چون غریبی که ز غربت به دیاری برسد

آه من می‌گذرد باخبر ای خرمنِ حُسن

هان مبادت که از این برق شراری برسد

عشق پیل‌افکن و رخ تافتن از وی صَعب است

مات ماندیم مگر شاه‌سواری برسد

طالب آب بقا راه به مقصد نبرد

که نه خضرش به سر راهگذاری برسد

هر که حق گفت نه از اهل حقیقت شمرش

تا نه منصور صفت بر سرِ داری برسد

نوح گر بگذرد از ساحل بحر غم عشق

کی تواند که ز بحرش به کناری برسد

مگذر بر من خاکی ز ترحم ای ترک

چون به دامان تو ترسم که غباری برسد

نقد شد زراندود تو ای صوفی شهر

آه از آن روز که نقدت به عیاری برسد

آنچنان است که آید اجل بیماری

شیخ شهر ار به سر باده‌گساری برسد

حالت طایف کعبه چه بود بر در دیر

حال گم‌گشته‌رهی کاو به حصاری برسد

روز هجران مرا روی تو تابد زآن سان

که شب گور مرا شمع مزاری برسد

تویی آن نور هدایت علی و مظهر حق

که کند نور شعاعت چو به ناری برسد

کی هراسان شوم از حول نکیرین به قبر

گر به سروقت من آشفته یاری برسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۱میخوارگان بساط طرب چون بگسترند
  2. شمارهٔ ۵۱۲از سر چو کله در برم آن ترک براندازد
  3. شمارهٔ ۵۱۳عشق آن باشد که عاشق را زعالم باز دارد
  4. شمارهٔ ۵۱۴آنکه گفتی که بلب سر نهانی دارد
  5. شمارهٔ ۵۱۵آنان که بشمع تو پروانه صفت سوزند
  6. شمارهٔ ۵۱۶عشق گفتی گنهست و گنهی باید کرد
  7. شمارهٔ ۵۱۷ساقیا باده که ایام طربناک آمد
  8. شمارهٔ ۵۱۸نفس باد بهاری دم عیسی دارد
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.