پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵

تا بود در عشق آن دلبر گرفتاری مرا

کی بود ممکن که باشد خویشتن‌داری مرا

سود کی دارد به طراری نمودن زاهدی

چون ز من بربود آن دلبر به طراری مرا

ساقی عشق بتم در جام امید وصال

می گران دادست کارد آن سبکساری مرا

زان بتر کز عشق هستم مست با خصمان او

می‌بباید بردن او مستی به هشیاری مرا

زارم اندر کار او وز کار او هر ساعتی

کرد باید پیش خلق انکار و بیزاری مرا

این شگفتی بین و این مشکل که اندر عاشقی

برد باید علت لنگی و رهواری مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷از دور بدیدم آن پری را
  2. غزل شمارهٔ ۸جانا به جان رسید ز عشق تو کار ما
  3. غزل شمارهٔ ۹ای غارت عشق تو جهان‌ها
  4. غزل شمارهٔ ۱۰ای از بنفشه ساخته گلبرگ را نقاب
  5. غزل شمارهٔ ۱۱خه‌خه به نام ایزد آن روی کیست یارب
  6. غزل شمارهٔ ۱۲خه از کجات پرسم چونست روزگارت
  7. غزل شمارهٔ ۱۳در همه عالم وفاداری کجاست
  8. غزل شمارهٔ ۱۴غم عشق تو از غمها نجاتست
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.