پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳

در همه عالم وفاداری کجاست

غم به خروارست غمخواری کجاست

درد دل چندان که گنجد در ضمیر

حاصلست از عشق دلداری کجاست

گر به گیتی نیست دلداری مرا

ممکن است از بخت دل‌باری کجاست

اندرین ایام در باغ وفا

گر نمی‌روید گلی خاری کجاست

جان فدای یار کردن هست سهل

کاشکی بودی مرا، یاری کجاست؟

در جهانِ عّاشقی بینم همی

یک جهان بی‌کار و سر. کاری کجاست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵تا دل مسکین من در کار تست
  2. غزل شمارهٔ ۱۶جرم رهی دوستی روی تست
  3. غزل شمارهٔ ۱۷دل در آن یار دلاویز آویخت
  4. غزل شمارهٔ ۱۸ای به دیدهٔ دریغ خاک درت
  5. غزل شمارهٔ ۱۹رخت مه را رخ و فرزین نهادست
  6. غزل شمارهٔ ۲۰گلبن عشق تو بی‌خار آمدست
  7. غزل شمارهٔ ۲۱پایم از عشق تو در سنگ آمدست
  8. غزل شمارهٔ ۲۲کارم ز غمت به جان رسیدست
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.