پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰

گلبن عشق تو بی‌خار آمدست

هر گلی را صد خریدار آمدست

عالمی را از جفای عشق تو

پای و پیشانی به دیوار آمدست

حسن را تا کرده‌ای بازار تیز

فتنه از خانه به بازار آمدست

باز کاری درگرفتستی مگر

نو گرفتی تازه در کار آمدست

تا ترا جان جهان خواند انوری

در جهان شوری پدیدار آمدست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲کارم ز غمت به جان رسیدست
  2. غزل شمارهٔ ۲۳حسن را از وفا چه آزارست
  3. غزل شمارهٔ ۲۴معشوقه به رنگ روزگارست
  4. غزل شمارهٔ ۲۵ز عشق تو نهانم آشکارست
  5. غزل شمارهٔ ۲۶ای یار مرا غم تو یارست
  6. غزل شمارهٔ ۲۷یارب چه بلا که عشق یارست
  7. غزل شمارهٔ ۲۸هر شکن در زلف تو از مشک دالی دیگرست
  8. غزل شمارهٔ ۲۹امید وصل تو کاری درازست
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.