پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱

پایم از عشق تو در سنگ آمدست

عقل را با تو قبا تنگ آمدست

نام من هرگز نیاری بر زبان

آری از نامم ترا ننگ آمدست

هرچه دانی از جفا با من بکن

کت زبونی نیک در چنگ آمدست

هرکسی آمد به استقبال من

اندهانت چند فرسنگ آمدست

انوری پایت ز راهی بازکش

کاندران هر مرکبی لنگ آمدست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳حسن را از وفا چه آزارست
  2. غزل شمارهٔ ۲۴معشوقه به رنگ روزگارست
  3. غزل شمارهٔ ۲۵ز عشق تو نهانم آشکارست
  4. غزل شمارهٔ ۲۶ای یار مرا غم تو یارست
  5. غزل شمارهٔ ۲۷یارب چه بلا که عشق یارست
  6. غزل شمارهٔ ۲۸هر شکن در زلف تو از مشک دالی دیگرست
  7. غزل شمارهٔ ۲۹امید وصل تو کاری درازست
  8. غزل شمارهٔ ۳۰مهرت به دل و به جان دریغست
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.