پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵

تا دل مسکین من در کار تست

آرزوی جان من دیدار تست

جان و دل در کار تو کردم فدا

کار من این بود دیگر کار تست

با تو نتوان کرد دست اندر کمر

هرچه خواهی کن که دولت یار تست

دل ترا دادم وگر جان بایدت

هم فدای لعل شکربار تست

شایدم گر جان و دل از دست رفت

ایمنم اندیک در زنهار تست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷دل در آن یار دلاویز آویخت
  2. غزل شمارهٔ ۱۸ای به دیدهٔ دریغ خاک درت
  3. غزل شمارهٔ ۱۹رخت مه را رخ و فرزین نهادست
  4. غزل شمارهٔ ۲۰گلبن عشق تو بی‌خار آمدست
  5. غزل شمارهٔ ۲۱پایم از عشق تو در سنگ آمدست
  6. غزل شمارهٔ ۲۲کارم ز غمت به جان رسیدست
  7. غزل شمارهٔ ۲۳حسن را از وفا چه آزارست
  8. غزل شمارهٔ ۲۴معشوقه به رنگ روزگارست
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.