پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸

ای به دیدهٔ دریغ خاک درت

همه سوگند من به جان و سرت

گوش را منتست بر همه تن

از پی آن حدیث چون شکرت

اشک چون سیم و رخ چو زر کردم

از برای نثار رهگذرت

مایهٔ کیمیاست خاک درت

کی درآید به چشم سیم و زرت

دل بی‌رحم تو رحیم شود

گر ز حال دلم شود خبرت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰گلبن عشق تو بی‌خار آمدست
  2. غزل شمارهٔ ۲۱پایم از عشق تو در سنگ آمدست
  3. غزل شمارهٔ ۲۲کارم ز غمت به جان رسیدست
  4. غزل شمارهٔ ۲۳حسن را از وفا چه آزارست
  5. غزل شمارهٔ ۲۴معشوقه به رنگ روزگارست
  6. غزل شمارهٔ ۲۵ز عشق تو نهانم آشکارست
  7. غزل شمارهٔ ۲۶ای یار مرا غم تو یارست
  8. غزل شمارهٔ ۲۷یارب چه بلا که عشق یارست
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.