پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۹

ندارم جز غم تو غمگساری

نه جز تیمار تو تیمارداری

مرا از تو غم تو یادگارست

از این بهتر چه باشد یادگاری

بدان تا روزگارم خوش کنی تو

بر آن امید بودم روزگاری

همه امید در وصل تو بستم

به‌سر شد عمر و هم نگشاد کاری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۱با من اندر گرفته‌ای کاری
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۲نگفتی کزین پس کنم سازگاری
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۳ای عاشقان گیتی یاری دهید یاری
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۴الحق نه دروغ محتشم یاری
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۵گرفتم سر به پیمان درنیاری
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۶جانا اگر به جانت بیابم گران نباشی
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۷مرا وقتی خوشست امروز و حالی
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۸گر جان و دل به دست غم تو ندادمی
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.