پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۴

روی چون ماه آسمان داری

قد چون سرو بوستان داری

دل تو داری غلط همی گویم

نه به جان و سرت که جان داری

در میان دلی و خواهی بود

خویش را چند بر کران داری

راز من در غمت چو پیدا شد

روی تا کی ز من نهان داری

گر نهانی و بی‌وفا چه عجب

جانی و عادت جهان داری

از غمت روی بر زمین دارم

وز جفا سر بر آسمان داری

چند ازین گرچه برگ این دارم

چند از آن گرچه جای آن داری

چون گرانی همی بخواهی برد

سر چه بر انوری گران داری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۶تو گر دوست داری مرا ور نداری
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۷گرفتم کز غم من غم نداری
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۸یک دم به مراعات دلم گرم نداری
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۹ندارم جز غم تو غمگساری
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۰ای کار غم تو غمگساری
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۱با من اندر گرفته‌ای کاری
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۲نگفتی کزین پس کنم سازگاری
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۳ای عاشقان گیتی یاری دهید یاری
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.