پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۳

بدخوی‌تری مگر خبر داری

کامروز طراوتی دگر داری

یا می‌دانی که با دل و چشمم

پیوند و جمال بیشتر داری

روزی که به دست ناز برخیزی

دانم ز نیاز من خبر داری

در پردهٔ دل چو هم تویی آخر

از راز دلم چه پرده برداری

گویی که از این پَسَت وفادارم

گویم به وفا و عهد اگر داری

بر پای جهی که قصه کوته کن

امشب سرِ ما و دردسر داری

ای آیت حسن جمله در شانت

زین سورت عشوه صد ز بر داری

دشنام دهی که انوری یارب

چون طبع لطیف و شعر تر داری

چتوان گفتن نه اولین داغست

کز طعنه مرا تو در جگر داری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۵ما را تو به هر صفت که داری
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۶تو گر دوست داری مرا ور نداری
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۷گرفتم کز غم من غم نداری
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۸یک دم به مراعات دلم گرم نداری
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۹ندارم جز غم تو غمگساری
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۰ای کار غم تو غمگساری
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۱با من اندر گرفته‌ای کاری
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۲نگفتی کزین پس کنم سازگاری
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.