پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۳

مسکین دلم به داغ جفا ریش کرده‌ای

جور از همه جهان تو به من بیش کرده‌ای

دل ریش شد هنوز جفا می‌کنی بر او

ای پر نمک دلم همه بر ریش کرده‌ای

بر عاشقان جفا کنی ای دوست روز و شب

لیکن ز جمله بر دل ما بیش کرده‌ای

گفتی که از فراق چه رنجت همی رسد

آری قیاس ما ز دل خویش کرده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۵تا که دستم زیر سنگ آورده‌ای
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۶دامن اندر پای صبر آورده‌ای
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۷زردرویم ز چرخِ دندان‌خای
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۸جانا به کمال صورتی‌ای
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۹گر مرا روزگار یارستی
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۰همچون سر زلف خود شکستی
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۱یا بدان رخ نظری بایستی
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۲ای دیر به دست آمده بس زود برفتی
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.