پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۲

سهل می‌گیرم چو با ما کرده‌ای

گرچه می‌گیرم که عمدا کرده‌ای

من خود از سودای تو سرگشته‌ام

هر زمان با من چه صفرا کرده‌ای

کشتی صبرم شکسته از غمت

چشمم از خونابه دریا کرده‌ای

جان نخواهم برد امروز از تو من

وصل را چون وعده فردا کرده‌ای

ناز دیگر می‌کنی هر ساعتی

شادباش احسنت زیبا کرده‌ای

روی خوبت را بسی پشتی ز موست

این دلیریها از آنجا کرده‌ای

انوری چون در سر کار تو شد

بر سر خلقش چه رسوا کرده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۴بر مه از عنبر عذار آورده‌ای
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۵تا که دستم زیر سنگ آورده‌ای
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۶دامن اندر پای صبر آورده‌ای
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۷زردرویم ز چرخِ دندان‌خای
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۸جانا به کمال صورتی‌ای
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۹گر مرا روزگار یارستی
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۰همچون سر زلف خود شکستی
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۱یا بدان رخ نظری بایستی
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.