پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۲

ای دیر به دست آمده بس زود برفتی

آتش زدی اندر من و چون دود برفتی

چون آرزوی تنگ‌دلان دیر رسیدی

چون دوستی سنگ‌دلان زود برفتی

زان پیش که در باغ وصال تو دل من

از داغ فراق تو برآسود برفتی

ناگشته من از بند تو آزاد بجستی

ناکرده مرا وصل تو خشنود برفتی

آهنگ به جان من دلسوخته کردی

چون در دل من عشق بیفزود برفتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۴ای دل تو مرا به باد دادی
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۵دیدی که پای از خط فرمان برون نهادی
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۶ای دوست به کام دشمنم کردی
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۷گر ترا روزی ز ما یاد آمدی
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۸بس دل‌افروز و دلارام آمدی
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۹گر ترا طبع داوری بودی
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۰یاد می‌دار کآن چه بنمودی
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۱بی‌دلم ای یار همچنان که تو دیدی
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.