پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۰

یاد می‌دار کآن چه بنمودی

در وفا، برخلافِ آن بودی

حالِ من دیده در کشاکشِ هجر

وصل را هیچ روی ننمودی

ناز تنهات بود عادت و بس

خوش‌خوش اکنون جفا درافزودی

بوسه‌ای خواستم نبخشیدی

ناله‌ها کردم و نبخشودی

وعدهایی دهی بدان دیری

پس پشیمان شوی بدین زودی

راستی باید از لبت خجلم

که بسی خرج‌هاش فرمودی

خدمتِ من بدو رسان و بگو:

«چونی؟ از دردِ سر برآسودی؟»

انوری این چه شیوهٔ غزل است؟

که بدان گویِ نطق بربودی

دامن از چرخ برکشید سخن

تا تو دامن بدو بیآلودی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۲دلم بردی نگارا وارمیدی
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۳بدخوی‌تری مگر خبر داری
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۴روی چون ماه آسمان داری
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۵ما را تو به هر صفت که داری
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۶تو گر دوست داری مرا ور نداری
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۷گرفتم کز غم من غم نداری
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۸یک دم به مراعات دلم گرم نداری
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۹ندارم جز غم تو غمگساری
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.