پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۹

گر ترا طبع داوری بودی

در تو وصف پیمبری بودی

آلت دلبری جمالت هست

طبع دربار بر سری بودی

گفتن اندر همه مسلمانی

چون تویی هست کافری بودی

مشتری گر به تو رسیدی هیچ

به دل و جانت مشتری بود

با همه زهد گر اویس ترا

دیده بودی قلندری بودی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۱بی‌دلم ای یار همچنان که تو دیدی
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۲دلم بردی نگارا وارمیدی
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۳بدخوی‌تری مگر خبر داری
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۴روی چون ماه آسمان داری
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۵ما را تو به هر صفت که داری
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۶تو گر دوست داری مرا ور نداری
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۷گرفتم کز غم من غم نداری
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۸یک دم به مراعات دلم گرم نداری
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.