پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۷

گر ترا روزی ز ما یاد آمدی

دل کجا از غم به فریاد آمدی

خرمن اندوه کی ماندی به جای

گر ز سوی وصل تو باد آمدی

کاشکی بر دست کار چاپکی

بخت ما با چشمت استاد آمدی

نام بیداد از جهان برخاستی

گر ز زلفت گه گهی داد آمدی

ور به جانی وصل تو ممکن شدی

عاشقت پیوسته دلشاد آمدی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۹گر ترا طبع داوری بودی
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۰یاد می‌دار کآن چه بنمودی
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۱بی‌دلم ای یار همچنان که تو دیدی
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۲دلم بردی نگارا وارمیدی
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۳بدخوی‌تری مگر خبر داری
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۴روی چون ماه آسمان داری
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۵ما را تو به هر صفت که داری
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۶تو گر دوست داری مرا ور نداری
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.