پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۴

ای دل تو مرا به باد دادی

از بس که نمودی اوستادی

از دست تو در بلا فتادم

آخر تو کجا به من فتادی

چند از تو مرا نکوهش آخر

کم داغ به داغ برنهادی

آزرم ز پیش برگرفتی

خونابه ز چشم من گشادی

خود را و مرا به غم فکندی

نادیده هنوز هیچ شادی

غمخوار شدست جانم ای دل

از خوردن غم تو شادبادی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۶ای دوست به کام دشمنم کردی
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۷گر ترا روزی ز ما یاد آمدی
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۸بس دل‌افروز و دلارام آمدی
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۹گر ترا طبع داوری بودی
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۰یاد می‌دار کآن چه بنمودی
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۱بی‌دلم ای یار همچنان که تو دیدی
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۲دلم بردی نگارا وارمیدی
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۳بدخوی‌تری مگر خبر داری
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.