پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱

یا رب آن روح ممثل چه خوش است

بر گلش زلف مسلسل چه خوش است

وان دو صف رسته لولوی عدن

بدو یاقوت مکلل چه خوش است

غدر رنگینش با خرقه نکوست

ناز شیرینش با دل چه خوش است

یا رب آن عهد دروغش که بدو

نتوان بود موصل چه خوش است

وان مراعات مزور که بدان

نتوان کرد معول چه خوش است

با اثیر است همین گوید و بس

یارب این روح ممثل چه خوش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳آن چشم مست بین که خرد در خمار اوست
  2. شمارهٔ ۲۴ازفلک آن ماه کون آمده است
  3. شمارهٔ ۲۵کار ستمت به جان رسیده‌است
  4. شمارهٔ ۲۶یارب آن روی است با آن زیب و کشّی یا مه است
  5. شمارهٔ ۲۷یک امروزت سر من چاکرت هست
  6. شمارهٔ ۲۸محرم عشق را حکایت نیست
  7. شمارهٔ ۲۹هنگامه ی خورشید ز رخسار تو بشکست
  8. شمارهٔ ۳۰هیچ، دردی به تو ای مایه درمان مرساد
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.