پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹

هنگامه ی خورشید ز رخسار تو بشکست

بازارچه سرو ز رفتار تو بشکست

هر تعبیه لطف که در تازه گلی بود

قدرش زرخ زر تو برتار تو بشکست

هر رونق و ناموس که هر لعل و گهرداشت

با قاعدد لعل گهربار تو بشکست

برچید دکان عقل و بپرداخت وطن صبر

ساز حیل هردو چودرکار تو بشکست

زلف تو ز ما بس که تراش دل و دین کرد

تا تیشه او تیز ز پیکار تو بشکست

بس پرده مصحف که چلیپای تو بدرید

بس حرمت سجاده که زنار تو بشکست

هر کیسه دل طره طرار تو بشکافت

صد لشکر جان غمزه خونخوار تو بشکست

هر کیسه دل طره طرار تو بشکافت

صد لشکر جان غمره خونخوار تو بشکست

بازار بتان تا بکنون داشت رواجی

واکنون که اثیر است خریدار تو شکست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱یاد میدار که از مات نمی آید یاد
  2. شمارهٔ ۳۲چو لب افق بخندید و دم صبا بر آمد
  3. شمارهٔ ۳۳من خاکِ چنان بادم کو زلفِ تو جنباند
  4. شمارهٔ ۳۴تدبیر دل مرا نمی‌خواهد
  5. شمارهٔ ۳۵هرکه دل بر سرو بالائی نهد
  6. شمارهٔ ۳۶هرکه در دامن تو آویزد
  7. شمارهٔ ۳۷بی غم عشق تو دل بکار نیاید
  8. شمارهٔ ۳۸دوستی یکدل و دمساز نماند
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.