پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲

چو لب افق بخندید و دم صبا بر آمد

بمبارکی و شادی غمش از درم درآمد

چو رکاب او تهی شد ز سرای پرده جان

نعرات انعم الله صبا، حکم بر آمد

ز پی نثار و تحفه دل و دیده پیش بردم

نه نثار لایق افتاد و نه تحفه در خور آمد

دو غزاله بود فربه دل و دیدگان ولیکن

چو بقد او نمودم قد هر دو لاغر آمد

گر اجازتی بیابم شکسته بسته جانی

بدهم غرامتی آن نه قیامتی بر آمد

ز دل تهی بر آن در، بگشاد کار عاشق

چو بداد سر بر شوت ز دو کون برتر آمد

به میانجی دو کشور برسید دل بدلبر

چو یگانه شد بغیرت ملک دو کشور آمد

ز وجود زنده ی ما چه دهند کاندرین ره

سر صد هزار سرور ثمن یک افسر آمد

به بهشت این تمنی که رسد جز آن شکرفی

که شرار دوزخ اورا چو شراب کوثر آمد

باثیر کی نماید غم او جمال او را

دم پرده در حریفی دل راز پرور آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴تدبیر دل مرا نمی‌خواهد
  2. شمارهٔ ۳۵هرکه دل بر سرو بالائی نهد
  3. شمارهٔ ۳۶هرکه در دامن تو آویزد
  4. شمارهٔ ۳۷بی غم عشق تو دل بکار نیاید
  5. شمارهٔ ۳۸دوستی یکدل و دمساز نماند
  6. شمارهٔ ۳۹خوی تو باجور روزگار بسازد
  7. شمارهٔ ۴۰خیمه در کوی یار خواهم زد
  8. شمارهٔ ۴۱همچو بالای تو سروی به چمن می‌نرسد
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.