پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰

هیچ، دردی به تو ای مایه درمان مرساد

هیچ، گردی به تو ای چشمه حیوان مرساد

روشن است اینکه تو ماهی و سمند تو سپهر

به چنین ماه سپهر، آفت دوران مرساد

بنده ی آن دهنم، از بن دندان که بدو

هیچکس را بجز از من، سر دندان مرساد

یا رب آن لب، چو، به عشاق سبکدل برسند

غبن باشد به رقیبان گران جان مرساد

آنچه در عشق، بجان من سر گشته رسید

اثر آن ز دهان بر لب و دندان مرساد

یوسف حسنی و من سوخته ی یعقوبم

من و غم خانه، تورا نکبت زندان مرساد

چه بود گرخم زلف تو بپای تو، رسد

بر دل من غم هجر تو بپایان مرساد

گرچه در عالم جان والی بیدادگری

قصهٔ درد اثیر از تو به سلطان مرساد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲چو لب افق بخندید و دم صبا بر آمد
  2. شمارهٔ ۳۳من خاکِ چنان بادم کو زلفِ تو جنباند
  3. شمارهٔ ۳۴تدبیر دل مرا نمی‌خواهد
  4. شمارهٔ ۳۵هرکه دل بر سرو بالائی نهد
  5. شمارهٔ ۳۶هرکه در دامن تو آویزد
  6. شمارهٔ ۳۷بی غم عشق تو دل بکار نیاید
  7. شمارهٔ ۳۸دوستی یکدل و دمساز نماند
  8. شمارهٔ ۳۹خوی تو باجور روزگار بسازد
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.