پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴

ازفلک آن ماه کون آمده است

یا پری از پرده برون آمده است

صبر من از هیچ کم آید از آنک

حسن وی از بیش فزون آمده است

چاه نگونسار زنخدانش را

چشمه‌ی حیوان ز درون آمده است

آب کره بسته ببین غبغبش

گویی از آن چاه برون آمده است

دام گل و دانه جانش بهم

من چه دهم شرح که چون آمده است

مرغ دلم در همه عالم کجاست

کاو، نه در آن دام زبون آمده است

آنکه شکارش چو اثیری بود

دانکه چه بر بند و فسون آمده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶یارب آن روی است با آن زیب و کشّی یا مه است
  2. شمارهٔ ۲۷یک امروزت سر من چاکرت هست
  3. شمارهٔ ۲۸محرم عشق را حکایت نیست
  4. شمارهٔ ۲۹هنگامه ی خورشید ز رخسار تو بشکست
  5. شمارهٔ ۳۰هیچ، دردی به تو ای مایه درمان مرساد
  6. شمارهٔ ۳۱یاد میدار که از مات نمی آید یاد
  7. شمارهٔ ۳۲چو لب افق بخندید و دم صبا بر آمد
  8. شمارهٔ ۳۳من خاکِ چنان بادم کو زلفِ تو جنباند
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.