پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹

رخسار آن نگارین یارب چه شاهداست

و آن زلف وخال مشکین یارب چه شاهداست

مخمور نرگسش را در بزم نیکوئی

سنبل حریف و نسرین یارب چه شاهداست

ترکانه چشم مستش بگشاده است کفر

وز غارت دل و دین یارب چه شاهداست

وان نکته های چابک الحق چه دلبراست

وان خنده های شیرین یارب چه شاهداست

ورد اثیر از این به سزا نیست پیش نه

«رخسار آن نگارین یارب چه شاهداست»

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱یا رب آن روح ممثل چه خوش است
  2. شمارهٔ ۲۲با دل بد عهد تو گل به سر دامن است
  3. شمارهٔ ۲۳آن چشم مست بین که خرد در خمار اوست
  4. شمارهٔ ۲۴ازفلک آن ماه کون آمده است
  5. شمارهٔ ۲۵کار ستمت به جان رسیده‌است
  6. شمارهٔ ۲۶یارب آن روی است با آن زیب و کشّی یا مه است
  7. شمارهٔ ۲۷یک امروزت سر من چاکرت هست
  8. شمارهٔ ۲۸محرم عشق را حکایت نیست
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.