پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸

طبیب درد بی‌درمان کدام است؟

رفیق راه بی‌پایان کدام است؟

همی دانم وِثاقِ اوست جانی

اگر دانستمی کان جان کدام است

گر این عقل است پس دیوانگی چیست؟

ور این جان است پس جانان کدام است؟

کسی کاو را به جان جوید نگوید

که با مِی زحمت دندان کدام است؟

نمی‌داند کسی درمان این درد

طبیب عشق را دکان کدام است؟

اثیرا دم مزن او خود شناسد

که سرکش کیست سرگردان کدام است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰خیزید و می آرید که هنگام بهار است
  2. شمارهٔ ۲۱یا رب آن روح ممثل چه خوش است
  3. شمارهٔ ۲۲با دل بد عهد تو گل به سر دامن است
  4. شمارهٔ ۲۳آن چشم مست بین که خرد در خمار اوست
  5. شمارهٔ ۲۴ازفلک آن ماه کون آمده است
  6. شمارهٔ ۲۵کار ستمت به جان رسیده‌است
  7. شمارهٔ ۲۶یارب آن روی است با آن زیب و کشّی یا مه است
  8. شمارهٔ ۲۷یک امروزت سر من چاکرت هست
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.