پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی

اهلی شیرازی

رباعیات

۶۳۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۴۲۱ چو باده خوری مزن به بیهوده نفس
  2. شمارهٔ ۴۲۲ ای مست وصال یار از اغیار بترس
  3. شمارهٔ ۴۲۳ گاهی ز اسیران جگر ریش بپرس
  4. شمارهٔ ۴۲۴ بیمار و جز تو یاریم نیست ز کس
  5. شمارهٔ ۴۲۵ یارب خجلم چنان ز آلایش خویش
  6. شمارهٔ ۴۲۶ خاموش نشین و فتنه انگیز مباش
  7. شمارهٔ ۴۲۷ شهوت مپرست و بر بتان ناظر باش
  8. شمارهٔ ۴۲۸ دل همچو چراغ روغن از خون بودش
  9. شمارهٔ ۴۲۹ دوش از غم عمر رفته در منزل خویش
  10. شمارهٔ ۴۳۰ کسری که فلک بمعدلت پروردش
  11. شمارهٔ ۴۳۱ با خلق کرم کن و به آزار مکوش
  12. شمارهٔ ۴۳۲ فرزند نکو بر آر ای صاحب هش
  13. شمارهٔ ۴۳۳ آن قد چو سرو بین و روی چو مهش
  14. شمارهٔ ۴۳۴ عقل است کسی که شه برد فرمانش
  15. شمارهٔ ۴۳۵ گرخانه سیه زعشق او شد مخروش
  16. شمارهٔ ۴۳۶ تا کی نگرم بدیده روشن خویش
  17. شمارهٔ ۴۳۷ گر دوست نصیب ما نکردست فراغ
  18. شمارهٔ ۴۳۸ ایمه که ندارم از تو پروای چراغ
  19. شمارهٔ ۴۳۹ پیریم و فقیر و ناتوانیم و ضعیف
  20. شمارهٔ ۴۴۰ دهقان چو بخاک افکند تخم ضعیف
  21. شمارهٔ ۴۴۱ برخیز و طواف کعبه مشمار گزاف
  22. شمارهٔ ۴۴۲ گر بگسلی از لذت تن همچو ملک
  23. شمارهٔ ۴۴۳ آدم به کریوه ایست در راه فلک
  24. شمارهٔ ۴۴۴ اهلی که مرید تو بود پیر فلک
  25. شمارهٔ ۴۴۵ فرزند بخوی و بوی خودساز بزرگ
  26. شمارهٔ ۴۴۶ در طور فنا چو موسی از خود بگسل
  27. شمارهٔ ۴۴۷ شهوت چه حرام و چه حلال است وبال
  28. شمارهٔ ۴۴۸ اهلی ز جهانیان چو مجنون بگسل
  29. شمارهٔ ۴۴۹ زاد همه راه برگ و سازست ایدل
  30. شمارهٔ ۴۵۰ فرزند تو شاخیست تر از اول حال
  31. شمارهٔ ۴۵۱ ساقی من مست کی شوم همدم عقل
  32. شمارهٔ ۴۵۲ ایسرو سهی درآ در آغوش چو گل
  33. شمارهٔ ۴۵۳ اهلی در نظم و گوهر طبع فضول
  34. شمارهٔ ۴۵۴ اهلی ز جهانیان چو مجنون بگسل
  35. شمارهٔ ۴۵۵ ایمه که رخت گرفته صد خرده بگل
  36. شمارهٔ ۴۵۶ من خود نرسم بوصل آنطرفه غزال
  37. شمارهٔ ۴۵۷ یا رب گنه آلوده ز دنیا مبرم
  38. شمارهٔ ۴۵۸ یا رب مهل اندر گنه اندوختنم
  39. شمارهٔ ۴۵۹ یا رب من اگر گناه بیحد کردم
  40. شمارهٔ ۴۶۰ ما گنج غمیم و غم ز حق خواسته ایم
  41. شمارهٔ ۴۶۱ گر در همه آفاق بگردی چو نسیم
  42. شمارهٔ ۴۶۲ صاحب هنری را که بود طبع سلیم
  43. شمارهٔ ۴۶۳ ما با می و مستی سر تقوی داریم
  44. شمارهٔ ۴۶۴ تا کی ز خمار می سرافکنده شویم
  45. شمارهٔ ۴۶۵ تا چند بعالم مکرر نگریم
  46. شمارهٔ ۴۶۶ از بسکه زناکسان پریشان شده ام
  47. شمارهٔ ۴۶۷ گه در طلب عیش و سروری بودیم
  48. شمارهٔ ۴۶۸ از شصت گذشت عمر و رهبر نشدیم
  49. شمارهٔ ۴۶۹ چل سال بوادی طلب افتادم
  50. شمارهٔ ۴۷۰ ایشاه شهید بیتو ما چون باشیم
  51. شمارهٔ ۴۷۱ ساقی بخرابات اگر گام نهم
  52. شمارهٔ ۴۷۲ هر چند مجرد از خلایق شده ایم
  53. شمارهٔ ۴۷۳ فریاد که مردم و نگویی چه کسم
  54. شمارهٔ ۴۷۴ مشنو که کس از جهان رسیدست بکام
  55. شمارهٔ ۴۷۵ تا کی غمت ایشوخ سمتکار خوریم
  56. شمارهٔ ۴۷۶ من بلبل تلخ عیش شیرین سخنم
  57. شمارهٔ ۴۷۷ ایسرو روان که خوشتری از جانم
  58. شمارهٔ ۴۷۸ ای یوسف جان که من خریدار توام
  59. شمارهٔ ۴۷۹ ساقی بنشین که با تو دمساز شویم
  60. شمارهٔ ۴۸۰ دستم نرسد بوصل آنمه چکنم؟

متن اشعار به نقل از گنجور.