پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۰۰

چو وقت گریه کردن رو نهم بر سوی دیوارش

شوم بهوش و باز آیم بهوش از بوی دیوارش

چون مراغ بسملم گر افکند از کوی خود بیرون

طپم در خاک و خون چندان که افتم سوی دیوارش

چون افتاده بیمارم که همچون صورت بیجان

نشستن نیستم قوت مگر پهلوی دیوارش

نوشتم بر در و دیوار محنت خانه غم چندان

که از مشق جنون من سیه شد روی دیوارش

چو نگذارد که رو درروی دیوارش نهم اهلی

دهم تسکین دل باری به گفتگوی دیوارش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰۲تا شسته شد ز شیر لب روح پرورش
  2. شمارهٔ ۹۰۳ره ز مستی بزنم باز به ویرانه خویش
  3. شمارهٔ ۹۰۴کوهکن چون بر نیامد با دل خود رای خویش
  4. شمارهٔ ۹۰۵چند سوزیم ز داغ دل بیحاصل خویش
  5. شمارهٔ ۹۰۶ای اجل مهلت من ده که ببوسم دهنش
  6. شمارهٔ ۹۰۷نمیخواهد که دست کس رسد بر طاق ابرویش
  7. شمارهٔ ۹۰۸در غمت گر جان غم‌پرور نباشد گو مباش
  8. شمارهٔ ۹۰۹هرکه شد سویش چو سایه در قفا می‌افتمش
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.