پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۹۸

نشد از زخم تیر آهو گریزان روز نخجیرش

از آنشد تا کسی بیرون نیارد از درون تیرش

هر آن عاشق که شد آشفته زنجیر موی تو

بجز پیش تو نتوان داشتن جایی بزنجیرش

به خوابم دوش میخواندی میان لاله زار گل

مرا در خاک و خون خواهد نشاند امشب بتعبیرش

الا ای مهربان تدبیر کار اشک ریزان کن

که آب از سر گذشت و ما نمیدانیم تدبیرش

براه آرزو اهلی فتاده ذره خاک است

بیا ای آفتاب عاشقان از خاک برگیرش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰۰چو وقت گریه کردن رو نهم بر سوی دیوارش
  2. شمارهٔ ۹۰۱از حسرت آن لب که نبخشد شکر خویش
  3. شمارهٔ ۹۰۲تا شسته شد ز شیر لب روح پرورش
  4. شمارهٔ ۹۰۳ره ز مستی بزنم باز به ویرانه خویش
  5. شمارهٔ ۹۰۴کوهکن چون بر نیامد با دل خود رای خویش
  6. شمارهٔ ۹۰۵چند سوزیم ز داغ دل بیحاصل خویش
  7. شمارهٔ ۹۰۶ای اجل مهلت من ده که ببوسم دهنش
  8. شمارهٔ ۹۰۷نمیخواهد که دست کس رسد بر طاق ابرویش
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.