پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۹۶

من آب خضر جویم بهر سگان کویش

او تشنه بر هلاکم تا نگذرم بسویش

تاب نظر ندارم آن به که خاک گردم

تا ذره ذره بینم در آفتاب رویش

صد آب زندگانی میرد بپای آن گل

صد خضر چون مسیحا جان میدهد ببویش

تاب فغان ندارد آه از مزاج آن مه

کز گل بنازنینی نازک ترست خویش

آن نازنین بدخو، کی رام خویش سازم

کز من رمد به آهی آهوی فتنه جویش

ای باد زلف او را برهم مزن که ترسم

جمعی شوند درهم ز آشفتگی مویش

بسیار گوست اهلی عیبش نشاید اما

کز سینه میکند کم دردی به گفتگویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹۸نشد از زخم تیر آهو گریزان روز نخجیرش
  2. شمارهٔ ۸۹۹بس گل شکفت و کرد خزان نوبهار خویش
  3. شمارهٔ ۹۰۰چو وقت گریه کردن رو نهم بر سوی دیوارش
  4. شمارهٔ ۹۰۱از حسرت آن لب که نبخشد شکر خویش
  5. شمارهٔ ۹۰۲تا شسته شد ز شیر لب روح پرورش
  6. شمارهٔ ۹۰۳ره ز مستی بزنم باز به ویرانه خویش
  7. شمارهٔ ۹۰۴کوهکن چون بر نیامد با دل خود رای خویش
  8. شمارهٔ ۹۰۵چند سوزیم ز داغ دل بیحاصل خویش
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.